Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . کارامل
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
caramel
/ˈkærəmel/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
کارامل
معادل ها در دیکشنری فارسی:
کارامل
1.ice cream with caramel sauce
1. بستنی با سس کارامل
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
carambola tree
carambola
carageen
caragana arborescens
caragana
caramel apple
caramel brown
caramel bun
caramelize
caramelized milk
کلمات نزدیک
carafe
caracole
carabiner
carabao
car wash
carapace
carat
caravan
caravanning
caravansary
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان