[اسم]

facet

/ˈfæsət/
قابل شمارش

1 جنبه منظر

معادل ها در دیکشنری فارسی: وجه
  • 1.The proposal had many beneficial facets.
    1. پیشنهاد چندین جنبه مفید داشت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان