[اسم]

fitting

/ˈfɪtɪŋ/
قابل شمارش

1 وسیله جانبی لوازم جانبی (جمع)، اتصالات (جمع)

  • 1. a pine cupboard with brass fittings
    1 . یک کمد از چوب کاج به همراه لوازم جانبی برنجی
توضیح درباره واژه fitting
واژه fitting به معنای "لوازم جانبی" به وسایلی گفته می شود که جزو متعلقات یک اثاثیه بزرگتر است مثلا دستگیره های یک کمد دیواری fitting محسوب می شود.

2 پرو (لباس)

3 نصب جاسازی

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان