grey

gray
/greɪ/
/ɡreɪ/

صفت
1
grey [صفت]
1
طوسی خاکستری، جوگندمی

تفضیلی: greyer عالی: greyest 

صفت
2
grey [صفت]
2
ابری گرفته (هوا)

تفضیلی: greyer عالی: greyest 
مترادف:   cloudy dull
  • 1. I hate these grey days .
    1. من از این روزهای ابری متنفرم.

صفت
3
grey [صفت]
3
بی‌روح یکنواخت، کسل‌کننده، عاری از شور و هیجان

تفضیلی: greyer عالی: greyest 

فعل
1
to grey [فعل]
1
خاکستری شدن جوگندمی شدن

گذشته: greyed   گذشته کامل: greyed  
  • 1. His hair was greying at the sides .
    1. موی او داشت در کناره ها جوگندمی می شد.