[صفت]

illegal

/ɪˈligəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more illegal] [حالت عالی: most illegal]

1 غیرقانونی

معادل ها در دیکشنری فارسی: نامشروع غیرمجاز غیرقانونی
مترادف و متضاد criminal unlawful unlicensed lawful legal
  • 1.Bigamy is illegal in the United States.
    1. دو همسری در آمریکا غیرقانونی است.
  • 2.It is illegal to reveal the names of juvenile delinquents.
    2. افشاء کردن اسامی بزهکاران نوجوان، غیرقانونی است.
  • 3.Mr. Worthington's illegal stock manipulations led to his jail sentence.
    3. دستکاری کردن غیرقانونی سهام توسط آقای "ورتینگتون"، منجر به حکم زندانی او شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان