Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . تابش فروسرخ
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
infrared radiation
/ˌɪnfɹɚɹˈɛd ɹˌeɪdɪˈeɪʃən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
تابش فروسرخ
اشعه مادون قرمز
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اشعه مادون قرمز
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
infrared photography
infrared light
infrared lamp
infrared frequency
infrared emission
infrared ray
infrared spectrum
infrared therapy
infrasonic
infrastructure
کلمات نزدیک
go on a picnic
play music
give gifts
go to a parade
eat special food
ultraviolet radiation
tears of joy
lachrymogenic
lachrymatory
lacrimal gland
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان