Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . واسطه
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
instrumentality
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
واسطه
عامل
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
instrumentalist
instrumentalism
instrumental-comitative case
instrumental role
instrumental rock
instrumentally
instrumentate
instrumentation
insubordinate
insubordination
کلمات نزدیک
instrumentalist
instructed
inspissate
insolvable
insignificantly
insulted
insured
intaglio
intangibility
integument
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان