Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . دادگاه
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
law court
/lɔ kɔrt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دادگاه
محکمه
مترادف و متضاد
court of law
1.He has a job as an interpreter in the law courts.
1. او در دادگاه بهعنوان مترجم شفاهی کار میکند.
2.He is ready to defend his fundamental human rights in a law court.
2. او آماده است که از حقوق انسانی اساسی خود در دادگاه دفاع کند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
law and order are the medicine of the body politic
law and order
law agent
law
lavrenti pavlovich beria
law degree
law enforcement
law enforcement agency
law firm
law of archimedes
کلمات نزدیک
in parenthesis
in credit
imho
ice field
hoody
lms
long-haired
make a reservation
make off
mi6
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان