[اسم]

meter

/ˈmiːt̬.ər/
قابل شمارش

1 متر

  • 1. Our bedroom is five meters wide.
    1 . عرض اتاق خواب ما پنج متر است.
  • 2. She won the 100 meters at the Olympics.
    2 . او برنده دو صد متر المپیک شد.

2 کنتور سنجشگر، متر

an electricity meter
کنتور برق
taxi meter
تاکسیمتر

3 وزن (شعر)

poems in a variety of meters
اشعاری در وزن‌های مختلف
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان