[حرف ندا]

no

/noʊ/

1 نه خیر

مترادف و متضاد nah nope yes
  • 1. "Can I have another chocolate?" "No, you've had enough."
    1 . «می‌شود یک شکلات دیگر بخورم؟» «نه، به اندازه کافی خوردی.»
  • 2. "Have you got any homework tonight?" "No."
    2 . «آیا امشب تکلیف داری؟» «نه.»
  • 3. "You told me." "No, I didn't!"
    3 . «تو به من گفتی.» «نه، من نگفتم!»
کاربرد حرف ندای no
معادل فارسی حرف ندای no "نه" یا "خیر" است. از این حرف ندا برای دادن پاسخی منفی به چیزی و یا نشان عدم رضایت در رابطه با عملی، استفاده می‌شود. در مواردی برای بیان تعجب در واکنش به حرف کسی نیز از این حرف ندا استفاده می‌شود. مثال:
"!You told me." "No, I didn't" ("تو به من گفتی." "نه، من نگفتم!")
‘!!I'm leaving!’ ‘No’ ("من دارم می روم!" "نه!!!!")
[تخصیص گر]

no

/noʊ/

2 هیچ بدون

  • 1. That's my kind of holiday - no telephone, no computer and no worries.
    1 . این نوع تعطیلات مورد علاقه من است - بدون تلفن، بدون کامپیوتر و بدون نگرانی.
  • 2. There are no pockets in these pants.
    2 . هیچ جیبی روی این شلوار نیست [این شلوار جیب ندارد].
  • 3. There's no butter left.
    3 . هیچ کَره‌ای باقی نمانده است.
کاربرد صفت no به معنای هیج و بدون
"no" در این مفهوم اشاره دارد به عدم وجود چیزی یا کسی و یا مقداری. مثال:
".There are no pockets in these pants" (هیچ جیبی روی این شلوار نیست.)
".That's my kind of holiday - no telephone, no computer and no worries" (این نوع تعطیلات مورد علاقه من است - بدون تلفن، بدون کامپیوتر و بدون نگرانی.)

3 ممنوع

  • 1. No fishing
    1 . ماهیگیری ممنوع
  • 2. No smoking
    2 . سیگار کشیدن ممنوع
کاربرد تعیین کننده no به معنای ممنوع
no در این مفهوم در آگهی‌ها و اعلامیه‌ها برای بیان غیرقانونی‌بودن عملی بخصوص در جایی بخصوص و جلوگیری از انجام آن عمل، استفاده می‌شود. مثال:
"No fishing" (ماهیگیری ممنوع)
"No smoking" (سیگار کشیدن ممنوع)

4 [منفی‌ساز قبل از اسم]

  • 1. It was no easy matter.
    1 . آن مسئله آسانی نبود.
  • 2. She's no fool.
    2 . او آدم احمقی نیست.
[اسم]

no

/noʊ/
قابل شمارش

5 نه

  • 1. Can't you give me a straight yes or no?
    1 . نمی‌توانی به من یک جواب بله یا خیر رک و پوست‌کنده بدهی؟
  • 2. When we took a vote there were nine yesses and three noes.
    2 . وقتی ما رای گرفتیم نه بله و سه خیر داشتیم.
[قید]

no

/noʊ/
قابل مقایسه

6 [نشانه منفی‌ساز قید]

  • 1. Reply by no later than 21 July.
    1 . دیرتر از 21 ژوئیه پاسخ ندهید.
  • 2. She's feeling no better this morning.
    2 . او امروز صبح حالش بهتر نشده است.
[عبارات مرتبط]
  • 1. هرچیز غیرممکن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان