no


/noʊ/
/nəʊ/

حرف ندا
1
no [حرف ندا]
1
نه خیر

مترادف:   nah nope
متضاد:   yes

تخصیص گر
1
no [تخصیص گر]
1
هیچ بدون

  • 1. That's my kind of holiday - no telephone, no computer and no worries .
    1. این نوع تعطیلات مورد علاقه من است - بدون تلفن، بدون کامپیوتر و بدون نگرانی.
  • 2. There are no pockets in these pants.
    2. هیچ جیبی روی این شلوار نیست [این شلوار جیب ندارد].
  • 3. There's no butter left.
    3. هیچ کَره‌ای باقی نمانده است.

تخصیص گر
2
no [تخصیص گر]
2
ممنوع

  • 1. No fishing
    1. ماهیگیری ممنوع
  • 2. No smoking
    2. سیگار کشیدن ممنوع

تخصیص گر
3
no [تخصیص گر]
3
[منفی‌ساز قبل از اسم]

اسم
1
no [اسم]
1
نه

قید
1
no [قید]
1
[نشانه منفی‌ساز قید]

  • [عبارات مرتبط]

  • 1. هرچیز غیرممکن
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان