Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . یک هزار
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[عدد]
one thousand
/wʌn ˈθaʊzənd/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
یک هزار
معادل ها در دیکشنری فارسی:
یک هزار
هزار
1.one thousand soldiers
1. یک هزار سرباز
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
one thing lead to another
one swallow does not make a summer
one step at a time
one step ahead
one shot
one thousand million
one time
one today is worth two tomorrows
one tongue is enough for a woman
one way and another
کلمات نزدیک
one thing leads to another
one or two
one of the signal lights is broken.
one of the back-up lights doesn't turn on.
one of a kind
one thousand five hundred
one thousandth
one way or another
one's bark is worse than one's bite
one's ears are red
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان