[اسم]

poet

/ˈpoʊ.ɪt/
قابل شمارش

1 شاعر

معادل ها در دیکشنری فارسی: سخن‌سرا سخنور شاعر مصنف
مترادف و متضاد lyricist verse writer
  • 1.Sohrab Sepehri is my favorite poet.
    1. "سهراب سپهری" شاعر مورد علاقه من است.
  • 2.Wordsworth is one of Britain's most famous poets.
    2. "وردزورث" از معروف ترین شاعرهای بریتانیا است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان