[فعل]

to rotate

/ˈroʊteɪt/
فعل ناگذر
[گذشته: rotated] [گذشته: rotated] [گذشته کامل: rotated]

1 گردیدن چرخیدن

معادل ها در دیکشنری فارسی: چرخیدن گشتن گردیدن
  • 1.The Earth rotates around the sun.
    1. زمین به دور خورشید می‌گردد.

2 چرخاندن

معادل ها در دیکشنری فارسی: چرخاندن گرداندن
  • 1.Rotate the handle by 180° to open the door.
    1. دستگیره را 180 درجه بچرخانید تا در باز شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان