Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . رسیدگی کردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to see to
/si tu/
فعل گذرا
[گذشته: saw to]
[گذشته: saw to]
[گذشته کامل: seen to]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
رسیدگی کردن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
رسیدگی کردن
to see to something
به چیزی رسیدگی کردن
1. "These letters need posting." "I'll see to them later."
1. «این نامهها باید پست شوند.» «من بعداً به آنها رسیدگی میکنم.»
2. I can see to the children if you want to go out.
2. اگر می خواهی بیرون بروی، من میتوانم به بچهها رسیدگی کنم.
3. Mrs Chapman asked for some help with the orders - could you see to it?
3. خانم "چپمن" برای سفارشها کمک خواست؛ میتوانی رسیدگی کنی؟
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
see through
see the wood for the trees
see the whites of eyes
see the light of day
see the light
see to it
see which way the cat jump
see you
see you around
see you later, alligator
کلمات نزدیک
see through
see the whites of their eyes
see the color of someone's money
see red
see off
see ya later alligator
see you
see you later
see you soon
see you tomorrow
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان