[اسم]

stockbroker

/ˈstɑːkbroʊkər/
قابل شمارش

1 دلال سهام کارگزار بورس، دلال بورس و اوراق بهادار

معادل ها در دیکشنری فارسی: کارگزار بورس
  • 1.The bonds were sold through a stockbroker.
    1. اوراق قرضه به واسطه ی یک دلال سهام به فروش رسید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان