Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . کمیته فرعی
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
subcommittee
/ˈsʌbkəˌmɪti/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
کمیته فرعی
سوکمیسیون
معادل ها در دیکشنری فارسی:
سوکمیسیون
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
subclinical absence
subclinical
subclavian vein
subclavian artery
subclavian
subcompact
subcompact car
subconscious
subconscious mind
subconsciously
کلمات نزدیک
subclause
subcategory
subbranch
sub-zero
sub-saharan africa
subcompact
subconscious
subconscious belief
subconsciously
subcontinent
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان