[اسم]

sun

/sʌn/
قابل شمارش

1 خورشید آفتاب

معادل ها در دیکشنری فارسی: آفتاب خور خورشید شمس
مترادف و متضاد Sol sunlight sunshine
the rising/setting sun
خورشید در حال طلوع/غروب
in the sun
زیر آفتاب
  • We sat in the sun.
    ما زیر آفتاب نشستیم.
the sun rises/sets
خورشید طلوع می‌کند/غروب می‌کند
  • The sun rises in the east and sets in the west.
    خورشید در شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند.
to get/catch some sun
آفتاب گرفتن
  • I think I got too much sun today.
    فکر می‌کنم امروز زیادی آفتاب گرفتم.
کاربرد اسم sun به معنای خورشید , آفتاب
معادل فارسی اسم sun "خورشید" است. sun یا خورشید، ستاره گردی است که زمین به دور آن می‌چرخد. sun در طول روز می‌درخشد و به زمین، نور و گرما می‌بخشد و حیات زمین، به گونه ای که ما می‌شناسیم در گرو انرژی خورشید است. مثال:
".The sun rises in the east and sets in the west" (خورشید در شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند.)
نکته: گاهی اسم sun به آفتاب یا نور خورشید اشاره دارد. مثال:
".I think I got too much sun today" (فکر می‌کنم امروز زیادی آفتاب گرفتم.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان