[اسم]

sweetheart

/ˈswiːthɑːrt/
قابل شمارش

1 عاشق معشوق

معادل ها در دیکشنری فارسی: یار نگار محبوبه
  • 1.They were childhood sweethearts.
    1. آنها از بچگی عاشق همدیگر بودند.

2 عزیزم عشقم

معادل ها در دیکشنری فارسی: عزیز
  • 1.Do you want a drink, sweetheart?
    1. نوشیدنی می‌خواهی، عزیزم؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان