[اسم]

thermometer

/θərˈmɑmətər/
قابل شمارش

1 دماسنج

معادل ها در دیکشنری فارسی: ترمومتر دماسنج
  • 1.Keep the thermometer under your tongue.
    1. دماسنج را زیر زبان خود نگه دارید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان