[فعل]

to win

/wɪn/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: won] [گذشته: won] [گذشته کامل: won]

1 پیروز شدن برنده شدن، بردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: بردن برنده شدن پیروز شدن فاتح شدن
مترادف و متضاد be victorious in come first in triumph in be beaten lose
  • 1.Do you think the Jets will win?
    1. به نظر تو تیم "جت" پیروز خواهد شد؟
  • 2.Which team won the champions league last year?
    2. سال گذشته کدام تیم در لیگ قهرمانان پیروز شد؟
to win against somebody/something
در برابر کسی/چیزی پیروز شدن
  • France won by six goals to two against Denmark.
    فرانسه با نتیجه شش بر دو در برابر دانمارک پیروز شد.
to win at cards/chess...
در بازی ورق/شطرنج و... برنده شدن
to win an election/a game/a war...
در انتخابات/بازی/جنگ و ... پیروز شدن

2 به دست آوردن کسب کردن

to win something
چیزی را کسب کردن
  • Kramer has certainly won the respect of his peers.
    "کرامر" واقعاً احترام هم‌ترازانش را کسب کرده‌است.
[اسم]

win

/wɪn/
قابل شمارش

3 پیروزی برد

معادل ها در دیکشنری فارسی: برد پیروزی نصرت
to have a win
برد داشتن
  • Our team has had five wins this year.
    تیم ما امسال پنج بُرد داشته است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان