Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
keyboard
×
À
à
É
é
Í
í
Ó
ó
Ú
ú
Ü
ü
Ñ
ñ
1 . شامپو
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
el champú
/tʃampˈu/
قابل شمارش
مذکر
[جمع: champús]
1
شامپو
1.Me cayó champú en los ojos cuando me lavé la cabeza esta mañana.
1. وقتی که امروز صبح موهایم را میشستم، شامپو داخل چشمم رفت.
کلمات نزدیک
pañuelo
peine
pasta de dientes
cepillo de dientes
hoja de afeitar
cepillo
crema para el cuerpo
protector solar
repelente de insectos
pintalabios
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان