[صفت]

pictórico

/piktˈɔɾiko/
قابل مقایسه
[حالت مونث: pictórica] [جمع مونث: pictóricas] [جمع مذکر: pictóricos]

1 مصور تصویری

  • 1.Habían insistido en una cobertura pictórica completa del evento.
    1. آنها بر پوشش تصویری کامل از آن رویداد اصرار داشتند.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان