Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
keyboard
×
À
à
É
é
Í
í
Ó
ó
Ú
ú
Ü
ü
Ñ
ñ
1 . تولید کردن
2 . اتفاق افتادن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
producir
/pɾˌoðuθˈiɾ/
فعل بی قاعده
فعل گذرا
[گذشته: produje]
[حال: produzco]
[گذشته: produje]
[گذشته کامل: producido]
صرف فعل
1
تولید کردن
1.Esperamos producir 10,000 unidades este año.
1. انتظار داریم که امسال ده هزار واحد تولید کنیم.
2
اتفاق افتادن
رخ دادن
(producirse)
1.El accidente de tráfico se produjo a las 4 pm.
1. تصادف خودرو در ساعت چهار بعدازظهر اتفاق افتاد.
کلمات نزدیک
cola
mente
especial
desarrollar
delante
verdadero
recordar
paso
verbo
cantar
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان