1 . سوال پرسیدن 2 . از خود پرسیدن
[فعل]

fragen

/ˈfʁaːɡən/
فعل گذرا
[گذشته: fragte] [گذشته: fragte] [گذشته کامل: gefragt] [فعل کمکی: haben ]

1 سوال پرسیدن درخواست کردن، سوال کردن

مترادف و متضاد befragen eine Frage richten/stellen sich erkundigen sich informieren
jemanden fragen
از کسی سوال پرسیدن
  • Er hat mich gefragt, ob ich ihn nach Hause bringen kann.
    او از من پرسید که آیا می‌توانم او را به خانه برسانم یا نه.
nach jemandem/etwas (Dat.) fragen
درمورد کسی/چیزی سوال پرسیدن
  • Der Kunde hat nach dem Liefertermin gefragt.
    مشتری درمورد زمان ارسال سوال پرسید.
jemanden etwas (Akk.) fragen
از کسی چیزی پرسیدن
  • Er möchte Sie etwas fragen. Wann kommen Sie?
    او می‌خواهد از شما چیزی بپرسد. کی می‌آیید؟

2 از خود پرسیدن فکر کردن (sich fragen)

مترادف و متضاد bedenken nachdenken sich Gedanken machen sich überlegen
sich (Akk.) fragen
از خود پرسیدن
  • 1. Ich frage mich, ob das richtig war.
    1. به این فکر کردم که آیا درست بوده یا نه.
  • 2. Sie sollten sich fragen, ob es das wert war.
    2. آن‌ها باید از خود بپرسید که آیا ارزشش را داشت یا نه.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان