1 . کتاب راهنما 2 . مشاور
[اسم]

der Ratgeber

/ˈʀaːtˌɡeːbɐ/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Ratgeber] [ملکی: Ratgebers]

1 کتاب راهنما

  • 1.ein nützlicher Ratgeber für Heimwerker
    1. یک کتاب راهنمای کاربردی برای کارهای خانه

2 مشاور راهنما

مترادف و متضاد Anleiter Berater Betreuer
  • 1.Du scheinst schlechte Ratgeber zu haben.
    1. به نظر می‌رسد که راهنمای بدی داری.
  • 2.Er war der Ratgeber des Präsidenten.
    2. او مشاور رئیس‌جمهور بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان