1 . دم
[اسم]

der Schwanz

/ʃvanʦ/
قابل شمارش مذکر
[جمع: Schwänze] [ملکی: Schwanzes]

1 دم

  • 1.Das Kätzchen spielt mit seinem eigenen Schwanz, das ist wirklich drollig.
    1. گربه کوچک با دم خودش بازی می‌کند و این واقعا بانمک است.
  • 2.Hunde dieser Rasse haben einen sehr kurzen Schwanz.
    2. سگ‌های این نژاد دارای دم‌های بسیار کوچکی هستند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان