1 . دروغ گفتن
[فعل]

schwindeln

/ˈʃvɪndl̩n/
فعل گذرا
[گذشته: schwindelte] [گذشته: schwindelte] [گذشته کامل: geschwindelt] [فعل کمکی: haben ]

1 دروغ گفتن

  • 1.Hast du wieder geschwindelt?
    1. آیا تو دوباره دروغ گفتی؟
  • 2.Sie schwindelte.
    2. او دروغ گفت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان