1 . اجرا
[اسم]

die Umsetzung

/ˈʊmˌzɛt͡sʊŋ/
قابل شمارش مونث
[جمع: Umsetzungen] [ملکی: Umsetzung]

1 اجرا تحقق

مترادف و متضاد Verwirklichung Vollstreckung
  • 1.Die Umsetzung der neuen Strategie wird ein paar Wochen dauern.
    1. اجرای راهبرد جدید چند هفته‌ای طول می‌کشد.
  • 2.Sie behindert die wirksame Umsetzung unserer Gemeinschaftsprogramme.
    2. شما مانع تحقق موثر برنامه‌های مشترکمان می‌شوید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان