[قید]

vormittags

/ˈfoːɐ̯mɪˌtaːks/
غیرقابل مقایسه

1 صبح‌ها پیش از ظهرها

  • 1.Vormittags gehe ich gerne einkaufen.
    1. صبح‌ها من دوست دارم به خرید بروم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان