1 . ابزار
[اسم]

das Werkzeug

/ˈvɛʁkˌtsɔʏk/
قابل شمارش خنثی
[جمع: Werkzeuge] [ملکی: Werkzeug(e)s]

1 ابزار ابزارآلات

  • 1.Ich habe kein Werkzeug hier.
    1. من این‌جا (هیچ) ابزاری ندارم.
  • 2.Ohne Spezialwerkzeuge Iässt sich die Maschine nicht reparieren.
    2. بدون ابزار خاص نمی‌شود دستگاه را تعمیر کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان