خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . چهره کبود (از عصبانیت)
[عبارت]
blue in the face
/blu ɪn ðə feɪs/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
چهره کبود (از عصبانیت)
1.After the quarrel, I could guess how angry Cindy was. She was blue in the face.
1. بعد از دعوا، من می توانستم حدس بزنم چقدر "سیندی" عصبانی بود. صورتش (از عصبانیت) کبود شده بود.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
until
untier
untied
untie
untidy
until death do us part
until hell freezes over
until now
untilled
untimbered
کلمات نزدیک
blue crane
blue chip shares
blue cheese
blue blood
blue
blue jeans
blue pages
blue spruce
blue tit
blue vitriol
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان