خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . دندانه چرخ
2 . چیزی کوچک با نقش حیاتی
[اسم]
cog
/kɑːɡ/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دندانه چرخ
دنده چرخ
معادل ها در دیکشنری فارسی:
دندانه
2
چیزی کوچک با نقش حیاتی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cofounder
coffin nail
coffin
coffey still
coffered ceiling
cog in a machine
cog railway
cogency
cogent
cogent evidence
کلمات نزدیک
coffle
coffin
coffers
coffer
coffeehouse keeper
cogent
cogitate
cognac
cognate
cognition
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان