خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بزدل
[اسم]
coward
/ˈkɑʊ.ərd/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بزدل
ترسو
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آدم ترسو
1.You didn't talk to her? You coward!
1. با او صحبت نکردی؟ ای بزدل!
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cowabunga
cow-nosed ray
cow's head
cow town
cow shark
cowardice
cowardliness
cowardly
cowards die many times before their death
cowbarn
کلمات نزدیک
cow parsnip
cow
covey
covetous
coveted
cowardice
cowardly
cowardy
cowbell
cowbird
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان