خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . (اجازه) برداشت مستقیم (از حساب کسی در تاریخ معین)
[اسم]
direct debit
/dəˈrɛkt ˈdɛbɪt/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
(اجازه) برداشت مستقیم (از حساب کسی در تاریخ معین)
حق برداشت از حساب شخص دیگر
1.I pay my electricity bill by direct debit.
1. من قبض برقم را با برداشت مستقیم میپردازم.
2.We pay all our bills by direct debit.
2. ما تمام قبوض خود را با برداشت مستقیم میپردازیم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
direct current
direct correlation
direct contrast
direct antonym
direct animation
direct dialing
direct discourse
direct dye
direct electric current
direct evidence
کلمات نزدیک
direct current
direct
dire
diptych
dipstick
direct dialling
direct flight
direct mail
direct marketing
direct object
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان