خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . جعبه فیوز
[اسم]
fuse box
/ˈfjuːz bɑːks/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
جعبه فیوز
مترادف و متضاد
fuse board
1.I didn't know anything about a fuse box.
1. من هیچ چیز درباره جعبه فیوز نمی دانستم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
fuse
fuscous
fuscoboletinus serotinus
fuscoboletinus paluster
fuscoboletinus
fused
fusee
fusee drive
fusel oil
fuselage
کلمات نزدیک
fuse
fury
furtively
furtive
furthest
fusebox
fuselage
fusilier
fusillade
fusion
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان