خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . گانگلیون (کابدشناسی)
2 . کیست گانگلیون
[اسم]
ganglion
/ɡˈæŋɡliən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
گانگلیون (کابدشناسی)
عقده، گره
2
کیست گانگلیون
توضیحاتی در مورد واژه ganglion
واژه ganglion یا کیست مچ دست برجستگیهایی کیستی است که گاهی بر روی مفاصل و تاندونها ایجاد میشود.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
gangling
gangland
ganger
gangdom
gangboard
ganglion cyst
gangly
gangplank
gangrene
gangrenous
کلمات نزدیک
ganger
ganesha
gamp
gammadion
gametophyte
gangly
ganja
ganymede
gar
garble
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان