خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . اظهارنظر شدید و تند
2 . احاطه کردن
[اسم]
gird
/ɡɜːrd/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اظهارنظر شدید و تند
[فعل]
to gird
/ɡɜːrd/
فعل گذرا
[گذشته: girded]
[گذشته: girded]
[گذشته کامل: girded]
صرف فعل
2
احاطه کردن
1.The ruins are girded by two deep gorges.
1. ویرانهها توسط دو دره عمیق احاطه شدهاند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
giraudoux
girard
girandole
girandola
giraffidae
girder
girder bridge
girdle
girdle binding
giriama
کلمات نزدیک
ginseng
gink
gingko
gimp
gimcrack
giving
gladness
glair
glaive
glassed
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان