خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . غمگین
[صفت]
glum
/glʌm/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: glummer]
[حالت عالی: glummest]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
غمگین
محزون
معادل ها در دیکشنری فارسی:
دژم
1.Why are you looking so glum?
1. چرا اینقدر غمگین به نظر میرسی [چرا اینقدر غمگین هستی]؟
2.Why are you so glum, chum?
2. چرا اینقدر محزون هستی رفیق؟
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
gluiness
glug
glueyness
gluey
glued to the spot
glume
glumly
glumness
gluon
glut
کلمات نزدیک
glug down
gluey
glue-sniffing
glue sniffing
glue
glumly
glut
glutinous
glutton
gluttonous
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان