Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . سخت و چالشبرانگیز
2 . ناخوشایند
3 . عالی
4 . پینهبسته
[صفت]
gnarly
/ˈnɑːrli/
قابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سخت و چالشبرانگیز
2
ناخوشایند
زشت
1.Stations can be pretty gnarly places.
1. ایستگاهها میتوانند مکانهای بسیار ناخوشایندی باشند.
3
عالی
محشر
informal
1.Wow, man! That's totally gnarly!
1. وای، پسر! آن واقعاً محشر است!
4
پینهبسته
زبر
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
gnarled
gnarl
gnaphalium sylvaticum
gnaphalium
glyptography
gnash
gnat
gnatcatcher
gnathion
gnathostomata
کلمات نزدیک
gnarl
glyptic
glyph
glycogen
glycine
gnathic
gnomon
gnosis
gnosticism
gnu
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان