خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . ریزدانه
[اسم]
granule
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
ریزدانه
دانه
معادل ها در دیکشنری فارسی:
گرانول
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
granulation tissue
granulation
granulated sugar
granulated
granulate
granuliferous
granulocyte
granulocytic
granulocytic leukemia
granuloma
کلمات نزدیک
granulation
granulated sugar
grant joint custody
grant
granola
grape
grape vinegar
grapefruit
grapevine
graph
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان