خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بخاری
[اسم]
heater
/ˈhiːt̬.ər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بخاری
گرمکن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بخاری
هیتر
مترادف و متضاد
radiator
warmer
cooler
1.a water heater
1. آبگرمکن
2.You must fix the heater for the winter.
2. باید بخاری را برای زمستان درست کنی.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
heatedly
heated up
heated gaming moment
heated
heatable
heath
heath pea
heath violet
heathen
heathenish
کلمات نزدیک
heated discussion
heated argument
heated
heat-resistant
heat wave
heath
heathen
heather
heating
heating pad
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان