خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . قطع عضو کردن
[فعل]
to mutilate
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
قطع عضو کردن
اخته کردن، (اندام چیزی را) بریدن و ناقص کردن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
مثله کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
muthia
muteness
mutely
muted
mute swan
mutilated
mutilation
mutilator
mutillidae
mutineer
کلمات نزدیک
muted
mute swan
mute button
mute
mutation
mutilation
mutinous
mutiny
mutt
mutter
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان