خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . سرحال
[عبارت]
out and about
/aʊt ænd əˈbaʊt/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سرحال
سرپا (بعد از بیماری)
1.She's better now, and out and about again.
1. او الان بهتر است و دوباره سرحال شدهاست.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
out
ousting
ouster
oust
ourselves
out and away
out and out
out at elbows
out for blood
out for the count
کلمات نزدیک
overcooked
major in
order book
throw doubt on
throw a punch
out of this world
over the top
pentagonal
pinstriped
bye-bye
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان