خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پارافین (شیمی)
[اسم]
paraffin
/pˈæɹəfˌɪn/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پارافین (شیمی)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پارافین
نفت سفید
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
paraesthesia
paraduodenal smear
paradoxurus
paradoxically
paradoxical sleep
paraffin oil
paraffin scale
paraffin series
paraffin wax
parafovea
کلمات نزدیک
paradoxically
paradoxical
paradox
paradise
paradigm
paraglider
paragliding
paragon
paragraph
parakeet
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان