خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . تا جای ممکن طول دادن
[فعل]
to spin out
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
تا جای ممکن طول دادن
کش دادن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
spin off
spin fishing
spin dryer
spin doughnuts
spin doctor
spin out of control
spin the block
spin the bottle
spin-dry
spin-off
کلمات نزدیک
spin doughnuts
spin doctor
spin
spillage
spill the beans
spin-off
spinach
spinal
spinal column
spinal cord
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان