Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . ریزش
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
spillage
/spˈɪlɪdʒ/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
ریزش
معادل ها در دیکشنری فارسی:
ریزش
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
spill the tea
spill the beans
spill over
spill out
spill guts
spillane
spiller
spillikin
spillikins
spillover
کلمات نزدیک
spill the beans
spill one's guts
spill
spiky
spikes
spin
spin doctor
spin doughnuts
spin out
spin-off
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان