خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . اغتشاش
[اسم]
unrest
/ʌnˈrest/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اغتشاش
آشوب
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آشوب
تشنج
تلاطم
ناآرامی
غایله
التهاب
1.There has been a lot of political unrest since the last election.
1. از انتخابات آخر به بعد اغتشاشات سیاسی زیادی به وجود آمده است.
تصاویر
کلمات نزدیک
unresponsive
unresolved
unreserved
unrequited love
unrequited
unrestrained
unrestricted
unrewarding
unripe
unrivalled
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان