1 . نور چشمی
[عبارت]

apple of one's eye

/ˈæpəl ʌv wʌnz aɪ/

1 نور چشمی جگرگوشه، سوگلی

معادل ها در دیکشنری فارسی: نور چشم سوگلی
informal
  • 1.The little girl is the apple of her grandfather's eye.
    1. دختر کوچولو نور چشم پدربزرگش است.
توضیح درباره اصطلاح apple of one's eye
ترجمه تحت‌اللفظی این اصطلاح "مردمک چشم کسی بودن" است. مردم با چشم خود می توانند ببینند و در نتیجه از مهمترین اعضای بدن، چشم انسان است. وقتی کسی "نور چشم کسی" باشد یعنی فرد بدون او قادر به دیدن جهان نیست و آن فرد مهمترین و عزیزترین شخص برای فرد است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان