1 . هویج
[اسم]

carrot

/ˈkærət/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 هویج

معادل ها در دیکشنری فارسی: هویج زردک
  • 1.Finely chop the carrots.
    1. با دقت هویج‌ها را خرد کنید.
raw carrot
هویج خام
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان