1 . مدفوع 2 . حرف مزخرف 3 . عمل مدفوع کردن 4 . آشغال 5 . مدفوع کردن
[اسم]

crap

/kɹˈæp/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 مدفوع گه، عن

informal
مترادف و متضاد excrement feces shit
  • 1.There’s dog crap on my lawn!
    1. مدفوع سگ روی چمنم هست!

2 حرف مزخرف چرت‌وپرت، پرت‌وپلا

informal
مترادف و متضاد bullshit nonsense shit
to talk crap
چرت‌وپرت گفتن
  • Stop talking crap and get serious!
    دست از چرت‌وپرت گفتن بردار و جدی باش!
a pile/load of crap
یک مشت حرف مزخرف
  • 1. Everything he says is a pile of crap.
    1. هر چیزی که او می‌گوید یک مشت حرف مزخرف است.
  • 2. The candidate's views on the economy are a load of crap.
    2. دیدگاه‌های این نامزد (انتخاباتی) درباره اقتصاد، یک مشت مزخرف است.
What a pile of crap!
چه مزخرفاتی!
  • They said he survived the fall? What a pile of shit!
    گفتند که او از آن سقوط جان سالم به در برد؟ چه مزخرفاتی!

3 عمل مدفوع کردن ریدن

مترادف و متضاد shit
to take a crap
مدفوع کردن/ریدن
  • I have to take a crap.
    باید مدفوع کنم.

4 آشغال چیز بی‌ارزش

مترادف و متضاد junk shit
  • 1.Send this crap back. I won’t pay for it!
    1. این آشغال را پس بفرست. من برایش پول نمی‌دهم!
[فعل]

to crap

/kɹˈæp/
فعل ناگذر
[گذشته: crapped] [گذشته: crapped] [گذشته کامل: crapped]

5 مدفوع کردن ریدن

informal
مترادف و متضاد defecate shit
  • 1.Your dog crapped on my lawn!
    1. سگت روی چمنم مدفوع کرد!
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان